آهنگ کارتن خواب از رضا یزدانی

7 بازدید
از بس رو کارتن خوابید از تخت میترسه ازعابرای ظاهرا خوشبخت میترسه از کوچه از تنهایی از هرچی تو دنیاشه از گربه های گشنه حتی سخت میترسه چند ساله از هیچکس دلش پر نیست چند ساله از چیزی نمی رنجه هر روز تو رویاهاش پی نقشه هر شب تو آشغالا پی گنجه چند ساله که تاریک و کم حرفه چند وقته که خالی از احساسه چند ساله چیزی رو نمیبینه جز برق سکه تو شب کاسه از بس رو کارتن خوابید از تخت میترسه ازعابرای ظاهرا خوشبخت میترسه از کوچه از تنهایی از هرچی تو دنیاشه از گربه های گشنه حتی سخت میترسه بارون با بغضش همنفس میشه وقتی که جوب از گریه سر میره از عابرا تصویر میگیره عمرش همینجوری هدر میره دنیا براش جای قشنگی نیست دنیا براش تلخ و نفس گیره چند ساله که از تنهایی خسته ست چند ساله که از گشنگی سیره با برفی که چند وقته بی وقفه روی موهاش میشینه میسازه از پیت های خالی و روزنامه تو رویاش شومینه میسازه زل میزنه به آسمون گاهی سقفش چقدر از بسترش دوره راه رفتن آسون نیست, واسه مردی که عابرا فکر میکنن کورِ از بس رو کارتن خوابید از تخت میترسه از عابرای ظاهرا خوشبخت میترسه از کوچه از تنهایی از هرچی تو دنیاشه از گربه های گشنه حتی سخت میترسه