آهنگ مرثیه عاشقانه از رضا یزدانی

11 بازدید
گنبد سرد قصه، کبود تازیانه‌س وقت طلوع تازه، تو ریتم این ترانه‌س تو انجماد این شب، چشمات شعله‌ور کن که این چراغ مرده، منتظر زبانه‌س نفس نفس صدام کن، بزار که خوش صداشم که بی صدا شکستن، آفت این زمانه‌س ستاره رو خبر کن، سایه رو در به در کن چشم تو چلچراغ ضیافت شبانه‌س غزل غزل رسیدم به غربنت نگاهت وقت سفر، نگاه تو بهترین بهانه‌س محرم راز من باش، مرثیه ساز من باش که با صدای سبزت، مرثیه، عاشقانه‌س نفس نفس صدام کن، بزار که خوش صداشم که بی صدا شکستن، آفت این زمانه‌س ستاره رو خبر کن، سایه رو در به در کن چشم تو چلچراغ ضیافت شبانه‌س